قهرمان ميرزا عين السلطنه

1141

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

امين الدوله كرده اين شعر مشهور ناصر خسرو را قرائت كردند . دير بماندم در اين سراى كهن من * تا كهنم كرد صحبت دى و بهمن جناب امين الدوله خداحافظ . در حال افتادن بودند يك شعر عربى كه به همين مضمونها بود خوانده كسى حفظ نكرد . بعد به اشاره محمد ميرزا را مجددا سپرده بودند . ديگر تكلم نفرمودند و افتادند . به چادر ديگر برديم . آدكاك طبيب شاه و حكيم الملك رسيدند معالجه نكرده گفتند بهتر است شهر ببريد . يك ساعت بعد از ظهر به كالسكه نشانيده شهر آوردند . دو ساعت ديگر ما رسيديم . سوءمعالجه و تدبير را حكيم الملك و ادكاك كرده بودند . چنانچه شنيدر بعدها گفت كه اولا چرا فصد نكردند ، ثانيا چرا در كالسكه انداخته به شهر آوردند كه آن تكان و حركت كالسكه ممد مرض شود . خيلى اطمينان داشت كه چون فجاهء تدريجى بوده اگر همان ساعت فصد كرده و راحت نگاه داشته بودند به حالت مىآمدند . بارى قضا كار خود را كرد . اين نكات بعد از وقوع است . اما در اين‌كه آن دو طبيب خبط كردند شكى نداريم . سرگذشت ملك‌آرا تولد شاهزاده در بيست و يكم رمضان سال هزار و دويست پنجاه و پنج هجرى است . والدهء ملك‌آرا از اكراد چهريق آذربايجان همشيرهء بزرگ عيال شاه بود . پس از فوت او والدهء مرحوم شاهزاده را گرفتند . اولاد شاهزاده منحصر به محمد ميرزا و دو دختر است . عيال شاهزاده دختر محمد ولى ميرزاى مرحوم ابن خاقان خلد آشيان است . در اين عمر كم صدمات زياد و زحمات بيشمار كشيدند . شاه شهيد پس از فوت محمد شاه طاب‌ثراه به تحريك و شيطنت مهدعليا شاهزاده و مادرش را جلاى وطن داده آنچه دارائى آنها بود غارت كردند . مدت سى سال در عراق عرب در شهر بغداد توطن داشتند . شاه مرحوم « 1 » محبت زيادى به ملك‌آرا و مادرش خديجه خانم داشتند . نايب السلطنه ملقب بودند . مهدعليا مغضوبه بود . در اين مدت كينهء والدهء شاهزاده را به دل داشت و آخر الامر آنطور تلافى كرد . سفر ملك‌آرا به روسيه در سال 1295 بواسطهء استدعاى مشير الدوله سپهسالار اعظم شاهزاده را به طهران احضار فرمودند و به حكومت خمسه روانه كردند . شاهزاده بعد از چند ماه مجددا فرار

--> ( 1 ) - مقصود از شاه مرحوم محمد شاه است ( مسعود سالور ) .